تبليغاتX
نمی دونم م م م م م م
 
   
     
 
 
 
  •  

    من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم کودکان را دوست دارم ولی از آئینه می ترسم سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم من می ترسم پس هستم این چنین می گذرد روز و روزگار من من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم

  • دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا، دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را… این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی! باید آدمش پیدا شود! باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد! سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند! فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بِکشی‌اش… شروع می‌کنی به خرج کردنشان! توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دارد

  • بزرگی میگفت : آسفالت سیاه هم که باشی ، وقتی هر روز با نور خورشید نشست و برخاست کنی به سفیدی خواهی زد ... همیشه سفارش میکرد تو انتخاب دوست دقت کنم ... میگفت : از آسفالت سیاه تر که نداریم؛ همنشینی شن و سنگ سفید با قیر ، سیاه روزش کرد ، مراقب باش همنشین خوبی انتخاب کنی ... گذشته هرچه که بوده گذشته، باید آینده را ساخت ...

  •  
     
       |    نوشته شده توسط شیرین
     
     
     

    دختر بودن یعنی تمام عمر پای آینه بودن!

    دختر بودن یعنی پنکک زدن به جای صورت شستن!

    دختر بودن یعنی كله قند و لی لی لی لی ...

    دختر بودن یعنی پس این چایی چی شد؟؟!

    دختر بودن یعنی الگوی خیاطی وسط مجله های درپیت

    دختر بودن یعنی همونی باشی كه مادر و خاله و عمه ت هستن

    دختر بودن یعنی انتظار خاستگار مایه دار!

    دختر بودن یعنی چرا خونه اونقد کثیفه ؟؟!

    دختر بودن یعنی دخترو چه به رانندگی؟

    دختر بودن یعنی باید فیلم مورد علاقه تو ول كنی پاشی چایی بریزی!

    دختر بودن یعنی نخواستن و خواسته شدن!

    دختر بودن یعنی حق هر چیزی رو فقط وقتی داری كه تو عقدنامه نوشته باشه!

    دختر بودن یعنی شنیدی شوهر سیمین واسه ش یه سرویس طلا خریده 12 میلیون؟

    دختر بودن یعنی ببخشید میشه جزوه تونو ببینم؟!

    دختر بودن یعنی به به خانوم خوشگل....هزار ماشالااااااا...

    دختر بودن یعنی برو تو ، دم در وای نستا!

    دختر بودن یعنی لباست 4 متر و نیم پارچه ببره!

    دختر بودن یعنی خوب به سلامتی لیسانس هم كه گرفتی دیگه باید شوهرت بدیم!

    دختر بودن یعنی كجا داری میری؟!

    دختر بودن یعنی تو نمیخواد بری اونجا ، من خودم میرم!

    دختر بودن یعنی كی بود بهت زنگ زد؟! با كی حرف میزدی؟!

    دختر بودن یعنی خیلی خودسر شدی!

    دختر بودن یعنی اجازه گرفتن واسه هرچی ، حتی نفس كشیدن!

     ...............................................................

    پسر بودن یعنی چه؟

    پسر بودن یعنی برو چند تا نون بخر

    پسر بودن یعنی هی شماره دادن و هی منتظر زنگ بودن

    پسر بودن یعنی بد و بیراه گفتن به دخترایی که تحویلشون نمی گیرن

    پسر بودن یعنی كادو خریدن برای جی اف

    پسر بودن یعنی تا کی مفت خوری می كنی

    پسر بودن یعنی پس كی دفترچه آماده به خدمت می گیری

    پسر بودن یعنی به زور سیكل داشتن

    پسر بودن یعنی بابا پس كی میری برام خاستگاری

    پسر بودن یعنی مثل خر حمالی كردن

    پسر بودن یعنی جوراباتو در بیار حالم به هم خورد

    پسر بودن یعنی چرا كار نمیكنی ... جون بكن دیگه

    پسر بودن یعنی ببخشین ماشین و خونه هم دارین كه ...

    پسر بودن یعنی همه مواقع مرد خونه هستی، حتی موقع دزد اومدن

    پسربودن یعنی عمراً عزیز دل بابا باشی

    پسر بودن یعنی در اول جوونی سربازی در انتظارته

    پسربودن یعنی هرروز یک شکست عشقی خوردن

    پسر بودن یعنی همه میرن مسافرت و تو باید بمونی و خونه رو بپایی

    و اما پسر بودن یعنی هزار بدبختی دیگه...

    ......................................................

    مطلب جالب درباره خانمها:


    1- مي دونين فرق خانمها با آهن ربا چيه؟..... آهن ربا حداقل يک روي مثبت داره
    2- خانمها مثل راديو هستند..... هر چي ميخوان ميگن ولي هر چي بگي نمي شنوند
    3- خامنها مثل چسب دوقلو هستند.....اگه دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد ديگه بايد سيم تلفن را بريد
    4- خانمها مثل رعدوبرق هستند ..... اول برق چشماشون ميرسه بعد رعد صداشون
    5- خانمها مثل ليمو شيرين هستند..... اول شيرين هستند ولي بعد تلخ ميشن
    6- خانمها مثل گچ هستند ..... اگه چند دقيقه مدارا کنيد چنان سفت و سخت ميشن که ديگه حالتي نمي گيرند.
    7- خانمها مثل کنتور برق هستند..... هر چند سال يکبار عدد سنشون صفر ميشه
    8- چرا خانمها نمي توانند نقشه بخوانند/ ..... براي اينکه فقط ذهن مرد هستش که ميتونه تجسم و درک کنه که يک کيلومتر با يک سانتي متر نشون داده شده
    9- خانمها مثل اينترنت هستند.... از هر موصوعي بک فايل اطلاعاتي دارند
    10- خانمها مثل فلزياب هستند ..... از نزديک طلافروشي که رد ميشن عکس العمل نشان ميدن

    11- خانمها مثل موبايل هستند هر موقع کار مهم داريد در دسترس نيستند


    .............................................................

    ده دلیلی که خداوند زن را آفرید !!! (طنز)

     

    1- خدا نگران بود که آدم در باغ عدن گم بشه چون اهل پرسیدن آدرس نبود.

    2 -خدا میدونست یه روزی آدم نیاز داره یک کسی کنترل تلویزیون رو بهش بده.

    3 -خدا میدونست که آدم هیچ وقت خودش وقت دکتر نمیگیره!

    4 - خدا میدونست اگه برگ انجیر آدم تموم بشه، هیچ وقت خودش برای خودش یکی دیگه نمیخره. ...

    5- خدا میدونست که آدم یادش میره آشغالا رو بیرون ببره

    6- خدا می دونست ادم ،آدم بشو نیست

    7- خدا میدونست که مانند یک باغبون ، آدم برای پیدا کردن ابزارهاش نیاز به کمک داره

    8- خدا میدونست که آدم به کسی برای مقصر دونستش برای موضوع سیب یا هر چیز دیگری نیاز داره

    9- همونطور که در انجیل آمده است : برای یک مرد خوب نیست تنها بماند و به عنوان دلیل شماره یک

    10- خدا به آدم نگاه کرد و گفت : من بهتر از این هم می تونم خلق کنم....

     ..................................................

    چرا همه چی به نفع آقایان است!!!

    اگر مرد زن نگیرد عاقل است ولی اگر زنی شوهر نکند ، «بیخ ریش پدرش مانده» است.

    اگر مرد شب ها تا صبح بیرون از منزل بماند، «مهمانی» بوده است ولی اگر زن بعد از غروب آفتاب به منزل بیاد «ددر» رفته بوده.

    اگر مرد با خشونت صحبت کند «لحن مردانه» دارد و اگر زن با خشونت حرف بزند «بی ادب » است.

    اگر مرد سهل انگار باشد «جوانمرد» است ولی اگر زن بردبار و با گذشت باشد «بی عرضه و شلخته» است.

    اگر مرد ساعت ها با کسی در گوشی صحبت کند «کسب اخبار» است و اگر زنی همان قدر حرف بزند «پرگو» است.

    اگر مرد در حضور دیگران به زنش محبت کند «مهربان و وفادار» است ولی اگر زن اینکار را انجام دهد «بی حیا» است.

    اگر مرد پر خور باشد «خوش اشتها» است ولی اگر زن پر خور باشد «شکمو» است.

    اگر مرد چهل سال داشته باشد «جوان» است و اول چلچلیش ولی اگر زنی سی و پنج سال بیشتر داشته باشد «مسن» است

    اگر مرد خراّج باشد «دست و دل باز است» و اگر زنی خراّج از آب در بیاید «خانه خراب کن» است.

    اگر مرد خسیس باشد «مقتصد و صرفه جو» است و اگر زن بخیل باشد «گدا» است.

    اگر مرد موهایش سفید شده باشد «پخته و موقر» است ولی اگر زن موهایش قدری خاکستری باشد «پیرزن» است.

    اگر مرد کم حرف باشد «متین و سنگین» است ولی اگر زن کم حرف بزند «از خود راضی و اخمو» است.

     ........................................................

     

     
     
       |    نوشته شده توسط شیرین
     
     
     
    جای خالیت پر نمیشود دیگر ؛ حتی با خودت !
    .
    .
    .
    .
    ارزش بعضیا اندازه اشکه که از چشمات بیفتن ، نه اندازه نبض که اگه نباشن نباشی
    .
    .
    .
    .
    به هر کس محبت میکنم جانم فدا
    مثل عقرب میزند نیشم ، نمیدانم چرا ؟؟؟
    .
    .
    .
    .
    خسته ام از لبخند اجباری
    خسته از حرفهای تکراری
    خسته ام از آدمهای تکراری
    خسته از محبت های خالی
    .
    .
    .
    .
    خیلی از یخ کردن های ما از سرما نیست
    لحن بعضی ها زمستونیه !!!
     
     

    غم من از تنهاییه از  این روزگار از این ادمای ادم نماس از خودمه از گناه هاییه كه كردم از خجالتیه كه از خدام میكشم از بذلو بخشش اونه از بزرگواریشه از مهربونیشه اونقدر بار گناهم زیاده كه روم نمیشه سرمو جلو خدا بلند كنم دیگه نمیخام زنده باشم میخام عذابم كنه میخوام تو اتیش بندازمی میخام بسوزونمی میخام پاكم كنه           

    خدایا منو ببخش بندگی تو نكردم گناه كارم منو بكش خدا یا عذابم بكن دیگه طاقت این دنیای پستو ندارم خدایا مگه نگفتی اگه بندم منوصدا كنه جوابشو میدم چقدر داد بزنم چقدر فریاد بكشم  دوست دارم خدا دوست دارم منو عذابم كن به خدا اگه تو اتیشم بندازیمی بازم مثل اونایی كه كسی رو گم كردن با صدای بلند تو رو فریاد میزنم خدایا دیگه دق كردم تركیدم اخه منم حدی دارم یه ظرفیتی دارم چرا بهم هیجی نمیگی چرا چرا چرا.......

      غم من از تنهاییه از  این روزگار از این ادمای ادم نماس از خودمه از گناه هاییه كه كردم از خجالتیه كه از خدام میكشم از بذلو بخشش اونه از بزرگواریشه از مهربونیشه اونقدر بار گناهم زیاده كه روم نمیشه سرمو جلو خدا بلند كنم دیگه نمیخام زنده باشم میخام عذابم كنه میخوام تو اتیش بندازمی میخام بسوزونمی میخام پاكم كنه           

      خدایا منو ببخش بندگی تو نكردم گناه كارم منو بكش خدا یا عذابم بكن دیگه طاقت این دنیای پستو ندارم خدایا مگه نگفتی اگه بندم منوصدا كنه جوابشو میدم چقدر داد بزنم چقدر فریاد بكشم  دوست دارم خدا دوست دارم منو عذابم كن به خدا اگه تو اتیشم بندازیمی بازم مثل اونایی كه كسی رو گم كردن با صدای بلند تو رو فریاد میزنم خدایا دیگه دق كردم تركیدم اخه منم حدی دارم یه ظرفیتی دارم چرا بهم هیجی نمیگی چرا چرا چرا.......

         
         
         
           |    نوشته شده توسط شیرین
         
         
          عذاب روزگار

         

        سکوتم را چگونه خواهم شکست

        تاریکی بر اندامم مستولی گردیده

        هر دم صدای ترک خوردن استخوانهایم را میشونم

        این صداهاست که سالهاست با من آشناست

        دیگر گفتن کلمات نیز برایم سخت و دشوار گشته

        بغض گلویم را می فشارد

        صدای پای ثانیه ها را که به آرامی از کنارم عبور می کنند

        همانند ناقوصی هر دم در گوشم سیلی وارد میکنند

        می شونم و میبینم و حس میکنم

        زندگی تیره و تار را با زندانی سیاه و کثیف میگذارنم

        تنها با غمها

        زیبایی را سالهاست فراموش کردم

        شادی ها را سالهاست در تاریکی دفن کرده ام

        سنگینی غل و رنجیر روزگار دیگر قدرت حرکت را نیز از من گرفته است

        ریشه هایم را حس میکنم که هر لحظه جای آب خونابه را به من هدیه می کنند

        دیگر خسته شدم اگر جایی برای خسته شدن نیز برایم باقی مانده باشد.

         

        ...........................................

         

        سالهاست كه سايه مرگ را در كنارم احساس ميكنم

         

        اما نه جرات به آغوش كشيدن آن را دارم

         

        و نه  طاقت  گذشتن از كنارش و دل كندن از آن را دارم

         

        مانده ام چه كنم راهي برايم نمانده براي دل كندن از دنيايي تاريك و تنگ

         

        مرا باوري نياز است تا به راحتي از اين قفس تيره و تار پر گشايم

         

        و به ابديت ملحق شوم

         

        خداوندا كجاست اين باور و اين اميد

         .......................................................................

         

        دل سوخته من

         

         

        خاطراتم همه از رنگ سياه

        دل بيچارهء من غرق در اين شهر گناه

         من نمي دانم چه آمد به سرم

        يا چه شد آن همه شادي و كجا رفت خوشي

         

        هرچه گشتم پي خوشبختي نديدم آنرا

        زده بدبختي و غم با من و اين زندگي ام پيوندي

        تا كدامين روز بايد سوختن

        تا كدامين روز بايد ساختن

        پس كجا رفت آن همه لطف و كرمت

        اي خداوندا نگويم كفر كه اگر اين گونه است

        يا مرا لال بگردان يا عمرم كوتاه

         

        ....................................................

         

        تلاش بیهوده

         

        زندگی بازی ایست کودکانه

         

        بازی که برای بردن و باختن هر چه بیشتر سعی کنی

         

        بیشتر خسته میشوی

         

        بردن و باختن هر دو یک راه دارد

         

        زندگی تلاشی بیهوده است

         

         

         
         
           |    نوشته شده توسط شیرین
         
         
           کم آوردم....

         به همین سادگی رفتی بی خداحافظ عزیزم سهم تو شد روز تازه،سهم من اشک که بریزم

         به همین سادگی کم شد عمر گل بوته تو دستم

         گله از تو نیست میدونم خودم اینو از تو خواستم

         به جون ستاره هامون

         تو عزیزتر از چشامی هر جا هستی خوبو خوش باش

         تا ابد بغض صدامی

         تورو لحظه لحظه هامون، نشه باورت یه وقتی

         که دوستت ندارم اینو به خدا گفتم به سختی

         من اگه

         دوستت نداشتم پای غمهات نمی موندم واست این همه ترانه از ته دل نمیخوندم

         اگه گفتم برو خوبم واسه این بود که میدیدم

         داری آب میشی،میمیری

         دارم از دوریت میمیرم

         تا کنار من نسوزی از دلم نمیری عمرم

         تورو لحظه خوبیهامون که نفس نفس خدا شد

         از همون لحظه که رفتی روحم از تنم جدا شد

         توکه تنها نمیمونی منه تنها رو دعا کن

         خاطراتمو نگه دار اما دستامو رها کن

         دست تو اول عشق بسپارش به آخرین مرد

         مردی که پشت یه دیوار واسه چشمات گریه میکرد

         گریه میکرد،گریه میکرد،گریه میکرد

         

           ...........................................................................................

         

         
         
           |    نوشته شده توسط شیرین
         
         
         

         

        تو نیستی که ببینی

        ....

         

        تو نیستی که ببینی

        چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری ست

        چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست

        چگونه جای تو در جان زندگی سبز است!

         

        هنوز پنجره باز است

        تو از بلندای ایوان به باغ می نگری

        درختها و چمنها و شمعدانی ها

        به آن ترنم شیرین

        به آن تبسم مهر

        به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند

         

        تمام گنجشکان

        که در نبودن تو

        مرا به باد ملامت گرفته اند

         ترا به نام صدا می کنند!

         

        هنور نقش ترا از فراز گنبد کاج

        کتار باغچه

        زیر درختها

        لب حوض

        درون آینه پاک آب می نگرند!

         

        تو نیستی که ببینی

        چگونه پیچیده است

        طنین شعر نگاه تو در ترانه من!

        تو نیستی که ببینی

        چگونه می گردد

         نسیم روح تو در باغ بی جوانه من

         

        به خواب می ماند

        تنها به خواب می ماند

         

        چراغ, آینه, دیوار

         بی تو

        غمگینند!

         

        تو نیستی که ببینی

        چگونه با دیوار

        به مهربانی یک دوست

        از تو می گویم

        تو نیستی که ببینی

        چگونه از دیوار جواب می شنوم!

         

        تو نیستی که ببینی

        چگونه دور از تو

         به روی هر چه در این خانه است

        غبار سربی اندوه

        بال گسترده است

        تو نیستی که ببینی

        دل رمیده من

        به جز یاد تو

        همه چیز را رها کرده است!

         

        غروبهای غروب

         دراین رواق نیاز

        پرنده ساکت و غمگین

        ستاره بیمارست!

         

        دو چشم خسته من

        در این امید عبث

        دو شمع سوخته جان همیشه بیدار است

        تو نیستی که ببینی...

         

         
         
           |    نوشته شده توسط شیرین
         
         
         

        تو می گویی:ارزشش را ندارد

         

                           خدا می گوید:ارزشش را پیدا خواهم کرد

         

        تو میگویی:اپس ازش بر نخواهم آمد

         

                          خدا می گوید:برایت شرایط کافی را مهیا خواهم کرد

                                                 تو میگویی:میترسم....

         

                         خدا می گوید:به تو قدرت و عشق اعطا می کنم

         

        تو میگویی:همیشه نگران و مضطربم

         

                       خدامی گوید:به من اعتماد کن

         

                                               تو می گویی:به اندازه کافی باهوش نیستم

         

                       خدا می گوید:اما من به تو دانش و هوشیاری  بخشیدم

         

        تو می گویی:نمی توانم خودم را ببخشم

         

                     خدا می گوید:تو را می بخشم

         

                                             تو میگویی:همیشه احساس تنهایی می کنم

         

                                             خدا می گوید:هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت

         

                                 تو می گویی:احساس می کنم کسی مرا دوست ندارد

         

                          خدا می گوید:من عاشق تو هستم!

         

        و خدا باز هم می گوید:تنها بدان که همیشه به یادت هستم......

         
         
           |    نوشته شده توسط شیرین
         
         
         
        تو برام يه علامت سوالي

        باسوال پرسيدن ارت نميشه به جايي رسيد فقط ............

        اين همه حروف زير دستام ميتونن برات تايپ شن اما تا مقصدشون مشخص ميشه به عقب برميگردن

        صفحه دوباره سفيد ميشه

        كجام؟چه ميكنم؟باخودم درگيرم......

        بي دليل برميگردم كاملا بي دليل؟!!... بي دليل..... بي دليل

        .....................................

        خسته از آمدن و رفتن و آوار شدن.
        خسته از منحنی بودن و عشق.
        خسته از حس غریبانه این تنهایی.
        بخدا خسته ام از اینهمه تکرار سکوت.
        بخدا خسته ام از اینهمه لبخند دروغ.
        بخدا خسته ام از حادثه ساعقه بودن در باد.
        همه عمر دروغ،
        گفته ام من به همه.
        گفته ام:
        عاشق پروانه شدم!
        واله و مست شدم از ضربان دل گل!
        شمع را میفهمم!
        کذب محض است،
        دروغ است،
        دروغ!!
        من چه میدانم از،
        حس پروانه شدن؟!
        من چه میدانم گل،
        عشق را میفهمد؟
        یا فقط دلبریش را بلد است؟!
        من چه میدانم شمع،
        واپسین لحظه مرگ،
        حسرت زندگیش پروانه است؟
        یا هراسان شده از فاجعه نیست شدن؟!
        به خدا من همه را لاف زدم!!
        بخدا من همه عمر به عشاق حسادت کردم!!
        باختم من همه عمر دلم را،
        به سراب !!
        باختم من همه عمر دلم را،
        به شب مبهم و کابوس پریدن از بام!!
        باختم من همه عمر دلم را،
        به حراس تر یک بوسه به لبهای خزان!!
        بخدا لاف زدم،
        من نمیدانم عشق،
        رنگ سرخ است؟!
        آبیست؟!
        یا که مهتاب هر شب، واقعاً مهتابیست؟!
        عشق را در طرف کودکیم،
        خواب دیدم یکبار!
        خواستم صادق و عاشق باشم!
        خواستم مست شقایق باشم!
        خواستم غرق شوم،
        در شط مهر و وفا
        اما حیف،
        حس من کوچک بود.
        یا که شاید مغلوب،
        پیش زیبایی ها!!
        بخدا خسته شدم،
        میشود قلب مرا عفو کنید؟
        و رهایم بکنید،
        تا تراویدن از پنجره را درک کنم!؟
        تا دلم باز شود؟!
        خسته ام درک کنید.
        میروم زندگیم را بکنم،
        میروم مثل شما،
        پی احساس غریبم تا باز،
        شاید عاشق بشوم!!

         
         
           |    نوشته شده توسط شیرین
         
         
         

        می خوای بدونی عاشق چه کسی هستی؟این مطلب را بخون!

         

        وقتیکه با اون شخص بخصوص هستی ..تظاهر میکنی که بهش بی اعتنایی ..ولی وقتیکه اون دور و اطراف نیست .چشمات دنبالش میگرده....

        این همون وقتیه که تو عاشقی....


        *******************

        کسی هست که همیشه باعث شادی تو میشه..نگاهت  و توجه ات فقط واسه اون شخص بخصوص هست...پس تو عاشقی


        *******************

         اگرچه از اون شخص به خصوص انتظار نمیره که واسه رسیدن صحیح و سالمش به مقصد خبر بده و تلفنت هم زنگ نمی زنه ..ولی بی صبرانه در انتظار تلفنش هستی....

        این همون زمانی هست که  عاشقی

          

        *******************

         
        اگه واسه دریافت یه ایمیل  هر چند کوتاه از اون شخص هیجان زده تر از ایمیل های بلند بقیه افراد هستی...

        تو عاشقی...

         

        *******************

        وقتیکه تو می فهمی که نمیتونی همه ایمیل ها و اس-ام -اس های تلفنت رو پاک کنی چون یه دونه اس -ام- اس یا ایمیلش مال اون شخص بخصوص هست.

        .تو عاشقی

         

        *******************


        وقتیکه بهت 2 تا بلیط مجانی واسه سینما میدن  و تو بدون شک به اون شخص فکر میکنی..

        پس تو عاشقی

         

        *******************


         تو به طور مداوم به خودت تلقین میکنی که :**بابا اون شخص بخصوص فقط یه دوست ساده هست.**ولی در عین حال نمیتونی جذابیت های ذاتی اون  رو نادیده بگیری...

        این همون زمانی هست که عاشق شده ای

         

        *******************

        در مدت زمانی که این مطلب رو میخوندی ..اگه تصویر شخص بخصوصی هی تو فکرت نقش می بست و یاد اون میکردی

        پس تو عاشق همون آدم شده ای

         
         
           |    نوشته شده توسط شیرین
         
         
         

         

        از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود آنها نیز غمگین اند؛ با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند

        *دوست داشتن بهترین شکل مالکیت

        و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است

        خواستم خودمو گول بزنم ؛ همه ی خاطراتم رو انداختم یه گوشه ای و گفتم : فراموش ؛

         یه چیزی ته قلبم

        خندید و گفت : یادمه.......

        زمان ! به من آموخت که : دست دادن معنی رفاقت نیست ... بوسیدن قول ماندن نیست ... و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست ...

         

         
         
           |    نوشته شده توسط شیرین
         
         
             
         

        pctfx3.3

        Digital Classic Float Template

        Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

        اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

        اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

        اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

        ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور